<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>FarsiBooks / بزرگترین سایت دانلود کتابهای فارسی</title>
<link>http://farsibooks.ir/</link>
<language>ru</language>
<description>FarsiBooks / بزرگترین سایت دانلود کتابهای فارسی</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>اعتماد بنفس در 100 دقیقه</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/11/17/etemad-be-nafs-dar-100-daqiqe.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/11/17/etemad-be-nafs-dar-100-daqiqe.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-1085'><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart--><div align="center"><b>اعتماد بنفس در 100 دقیقه</b></div><!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br /><div align="center"><img src="http://www.30ds.com/pics/1226835373.gif" style="border: none;" alt='اعتماد بنفس در 100 دقیقه' /></div><br /><br /><br />اعتماد به نفس فوق العاده در 100 دقیقه احمد حلت<br />مقایسه با دیگران ممنوع<br />همزمان با افزایش آگاهی معیارتان را بالا ببرید<br />خودتان را از شر برچسب ها خلاص کنید<br />قدرتی بالاتر از اعتماد به نفس وجود ندارد<br /><br /><b>شما می توانید :</b><br />به هر موقعیتی که دوست دارید ،دست یابید، هر آنچه را که می خواهید ،به دست آورید، اگر، خودتان را بشناسید و باور کنید<br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->همیشه عامل عدم موفقیت ها یمان خودمان هستیم<!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br /><br /><br /><br /><b><br />برای مشاهده جزئیات بیشتر و نحوه خرید بر روی <!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->ادامه مطلب<!--colorend--></span><!--/colorend--> کلیک کنید.</b></div>]]></description>
<category><![CDATA[فروشگاه سایت,  مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 12:23:04 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>وابستگی به اینترنت</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/04/08/vabastegi-be-internet.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/04/08/vabastegi-be-internet.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-920'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->وابستگی به اینترنت<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br /><br />کامپیوتر و اینترنت یکی از وسایل ارتباطی در عصر جدید است که توسط انسان بکار گرفته شده است. این وسیله باعث سرعت و دقت در کارها و گسترش ارتباطات شده است بگونه‌ای که کره زمین را تبدیل به دهکده جهانی کرده است. با وجود این ، نفوذ و گسترش آن باعث بروز مشکلاتی در جوامع شده است. از این مشکلات می‌توان به «کاهش روابط اجتماعی واقعی» و «وابستگی به اینترنت» اشاره کرد. این نوعی تناقض است که علیرغم استفاده از اینترنت در جهت برقراری «ارتباط فردی» این وسیله خود به «کاهش روابط» منجر می‌شود.<br /><br />«نوع و کیفیت تعامل اجتماعی» که این وسیله ارتباطی فراهم می‌آورد، علت این تنافض است. اینترنت از اهمیت «مجاورت فیزیکی» (Physical Proximity) بوسیله بوجود آوردن شکل دیگری از شبکه‌های ارتباطی (ارتباط مجازی) کاسته و ارتباط بین فردی ضعیفی را بوجود می‌آورد. از طرف دیگر استفاده روز افزون از اینترنت منجر به شکل گیری و گستر شنوع دیگری از «وابستگی و اعتیاد» (Dependency and Addiction) شده است «وابستگی به اینترنت» به دلیل آنکه همانند اعتیاد به مواد مخدر «علائم ترک و مصرف» را دارا می‌باشد، منجر به طبقه بندی آن به عنوان یک اختلال شده است. <br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->تاریخچه <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br />ظهور این «اعتیاد» به عنوان یک اختلال جداگانه اولین بار در سال«1995» توسط «ایوان گلدبرگ» ، (Ivan.goldberg) مطرح شد و در سال «1996» توسط «یانگ» ، (Young) توسعه یافت. از آن پس مراکز درمانی در سراسر آمریکا بوجود آمد و حتی در دادگاه و سیستم قانونی این کشور وابستگی به اینترنت به عنوان یک «اختلال روانی» واقعی پذیرفته شد. <br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->ویژگیهای بالینی وابستگی به اینترنت<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br />«وابستگی به اینترنت» را «اعتیاد مدرن» (Modern Addiction) نامگذاری کرده‌اند در واقع وابستگی به اینترنت یک وابستگی واقعی همانند اعتیاد به مواد مخدر و وابستگیهای دیگر است. اگر چه این نوع وابستگی مشکلات جسمی «اعتیادهای شیمیایی» را ندارد اما مشکلات اجتماعی ناشی از آن همانند اعتیادهای دیگر است.</div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 12:29:58 +0430</pubDate>
</item><item>
<title> روشهای كاهش استرس</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/03/13/ravesh-haye-kahesh-steres.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/03/13/ravesh-haye-kahesh-steres.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-863'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->روشهای كاهش استرس<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br /><br />شما هرچقدر هم آرام و ریلكس باشید مـمـكـن اسـت در طول روز به دلایل مختلف دچار اسـتـرس گـردیـد. ترافـیـك و شلوغی خیابان، كارهای زیـاد نـاتـمـامـی كـه بایـد انـجـام دهید، خرابی اتومبیل و كنكور مسائلی هستند كه ممكن است موجب بروز استرس در شما گردند.<br /><br />نكته اینجاست كه استرس باعث حـل مـشـكـل نـشــده و برعكس شما را از ادامه فعالیت صحیح باز می دارد. در این قسمت 5 روش ساده را جـهت كاهـش اسـتـرس بـخـصـوص در هـنـگـام كار، بیان میكنیم.<br /><br /><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart--><b>1- شمارش كنید</b><!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br />یك روش موثر برای برخورد با موقیعتهای استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ایـن كار كمك می كند از لحاظ فكری و روانی از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـیه بشما وقت می دهد تا از آن شرایط خود را رها كنید.فرض كنید این عمل، ریموت كنترل زندگی شما است. دكمه pause را میزنید. وقتی تا عدد 10 شمارش كـردید دوباره دكمه "play" را فشار می دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.<br /><br /><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart--><b>2- موقتا" بگریزید</b><!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br />هنگامی كه در خود احساس استرس شدید می كنید بهتر اسـت بـطور فـیزیكی خود را از محیط دور كنید. كمی قدم زده و نفسی تازه كنید. مدتی بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـكر خود را از مسائل دغدغه آور رها كنید. البته منظور ایـن نـیست كه كـلا" مـیدان را خـالی كنید، بلكه ترك موقعیت برای چند لحظه و مراجعت دوباره با فكری آزاد و تازه باعث رهای از استرس و انجام بهتر كارها خواهد شد. اگر در تـرافـیـك خـیـابـان گیـر كرده باشید، ترك موقیعت مشكل بـنـظر مـی رسـد. در ایـن شـرایـط رادیـو را روشـن و سـعـی كـنید كه به موضوع دیگری غیر از تـرافـیك فكر كنید. اگر صدای اتومبیلهای دیگر شما را آزار می دهد، پنجره ها را ببندید.</div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 13 Mar 2008 21:34:51 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>افزايش فعاليت ذهني با داشتن روحيه شاد</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/03/06/afzaiesh-faalit-zehni-ba-rohie-shad.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/03/06/afzaiesh-faalit-zehni-ba-rohie-shad.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-831'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->افزایش فعالیت ذهنی با داشتن روحیه شاد <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->رفتارها - ترجمه-مرجان رودبار محمدی:<!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br />روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی را افزایش می‌دهد.<br /><br />دیدن دنیا با عینک خوش‌بینی صرفاً یك شعار نیست و محققان نتایج فوق‌العاده آن را اثبات كرده‌اند. شواهد زیادی به این نکته اشاره می‌کند که وضعیت روحی ما تأثیر مستقیم بر روند پردازش اطلاعاتی که از طریق چشم کسب می‌کنیم دارد.<br /><br />طبق مطالعات جدیدی که در هفته‌نامه آکادمی ملی علوم منتشر شده، محققان به این نتیجه رسیده‌اند كه افرادی که از روحیه شادی برخوردار هستند، ذهن آرامی دارند و قادرند توانایی‌های ذهنی خود را افزایش دهند. البته آنها اذعان كرده‌اند كه داشتن این‌چنین روحیه شادی ممکن است منجر به اختلال حواس شود.<br /><br />دکتر آدام آندرسون استاد روانشناسی دانشگاه تورنتو و نویسنده برجسته علوم و تحقیقات می‌گوید داشتن روحیه شاد و رفتارهای مثبت، دقت و توجه فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند میدان دید را وسیع‌تر کند.<br /><br />در یک تحقیق که توسط اساتید انجام شد، از داوطلبان خواسته شد دو نوع مسئله را بررسی کنند. برای تجربه کردن وضعیت‌های مختلف، داوطلبان به موزیک شاد و غمگین گوش کردند و از آنها خواسته شد در مورد موضوعات شاد و غمگین فکر کنند. داوطلبان هنگامی که در یک موقعیت شاد قرار گرفتند به‌خوبی قادر به حل کردن مسائل فکری بودند، اما به دلیل عدم تمرکز و اختلال حواس به‌خوبی قادر به انجام دادن وظایفی که در آن به دقت چشم نیاز داشت نبودند.<br /><br />دکتر آندرسون می‌گوید اگر شغلی را که انجام می‌دهید مستلزم خلاقیت و تمرکز فکری است به یک مکان شاد احتیاج دارید. برای مثال اگر در صدد حل کردن مشکلی هستید که موجب عصبانی شدن شما می‌شود برای این‌که آرامش پیدا کنید به تفریح و گردش کردن بپردازید و سپس برای حل کردن مشکل اقدام کنید.<br /></div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2008 08:41:23 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>تاریخچه روان شناسی اجتماعی</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/27/tarixcheh-ravanshenasi-ejtemaee.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/27/tarixcheh-ravanshenasi-ejtemaee.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-811'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->تاریخچه روان شناسی اجتماعی<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br /><br />توجه به تاثیر اجتماع بر فرد و تعامل فرد و جامعه موضوعی نیست که بشر صرفا در قرن بیستم و با ظهور علم روان شناسی جدید به آن عنایت کرده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمانهای بسیار دور موضوعات روان شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روشهای مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. از نویسندگان غربی نزدیکترین آنان به عصر ما که در این راه کوشیده‌اند، نام دانشمندان فرانسوی تارد و لوبون از همه بیشتر دیده می‌شود.<br /><br />اینان تحت تاثیر روان شناسی عصر خود به ویژه روان شناسی شارکو ، رفتارهای اجتماعی را حاصل تقلید و تلقین دانسته و هر یک از دید خود کیفیت نفوذ اجتماع بر فرد را توضیح داده‌اند. این کوششها بالاخره در دهه اول قرن حاضر به نوشتن اولین کتابهای روان شناسی اجتماعی توسط راس و مکدوگال از انگلیس و وونت از آلمان انجامید. از آن تاریخ این دانش اجتماعی به ویژه در امریکا ، آهنگ رشد پرشتابی به خود گرفت و از جهات مختلف دستخوش تحول و تکامل شد.<br /><br />به مرور روشهای دقیق تجربی در تار و پود این علم رسوخ کرد و نیازهای اجتماعی مسیر آن را از بحثهای صرفا نظری به جانب حوزه‌های کاربردی مختلف هدایت کرد. موضوعات اصلی این شاخه در طی صد سالی که از عمر آن می‌گذرد، تفاوت عمده نکرده است و تغییرات مشاهده شده به منظور استوار سازی روشهای تحقیق و گسترش موضوعات قبلی بوده است.<br /><br />روان شناسی اجتماعی در طول عمر خود گهگاه با بحرانهایی جدی مواجه شده است که حملات پیاپی منتقدان در دهه 70 نمونه‌ای از آن است. در این دوره منتقدان درباره فایده و نیز علمی بودن آن سوالاتی بنیادین مطرح کردند، اما روان شناسی اجتماعی با درگیر شدن روز افزون در روند حل معضلات اجتماعی به تثبیت موقعیت خود در میان سایر علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است.<br /></div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 11:34:02 +0330</pubDate>
</item><item>
<title> افسردگي چيست؟</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/17/afsordegi-chist.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/17/afsordegi-chist.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-774'><b> <!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->افسردگي چيست؟ <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />افسردگي بيماري بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است كه حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنها چيزي ديگر تشخيص داده شده است. <br />افسردگي يك بيماري اختصاصي نيست بلكه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلكه انواع گوناگون دارد به طوري كه در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود كه ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنكه درمان شد غالباً باز مي گردد. <br />افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشكي و اندوه كه بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در كارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را كه وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد.<br /><br /><br /><div align="center"><img src="http://i26.tinypic.com/2emn9zl.jpg" style="border: none;" alt=' افسردگي چيست؟ ' /></div><br /><br /> درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد:<b>بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند. </b><br /><br /><b>Depression</b> كه غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي كند. <br />افسردگي باليني، از ديدگاه عملكردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي كند. افسردگي كبير بيش از بيماري هاي مزمن ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان كننده است. افسردگي يك نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است. <br />املاك هاي تشخيص افسردگي عبارت اند از: <br /><br />1- افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها، تقريباً هر روز. <br />2- كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت در زندگي. <br />3- كاهش يا افزايش قابل توجه وزن بر اثر كاهش يا افزايش اشتهاي غذا خوردن. <br />4- بي خوابي يا پرخوابي در غالب شب ها. <br />5- افزايش يا كاهش اعمال رواني حركتي يا فعاليت هاي ذهني. <br />6- خستگي يا كاهش انرژي. <br />7- ...</div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 17 Feb 2008 15:37:33 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>آنچه باعث افسردگى مى شود .</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/09/anche-baes-afsordegi-mishavad.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/09/anche-baes-afsordegi-mishavad.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-741'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->آنچه باعث افسردگى مى شود <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />علت دقيق افسردگى كاملاً شناخته شده نيست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندين عامل را برشمرد: <br /><br />1- وراثت 2- ساختار بيوشيميايى بدن 3- ساختار روان شناختى 4- حوادث زندگى پر استرس 5- نوسان ميزان هورمون ها 6- عوامل ديگر مانند بيمارى ها و درمان هاى خاص. <br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->وراثت <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />افرادى كه يكى از بستگان نزديك آنها مبتلا به افسردگى اصلى يا اختلال خلقي دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر ديگران در معرضابتلا به افسردگى قرار دارند. <br /><br /><div align="center"><img src="http://i31.tinypic.com/2vhw07o.jpg" style="border: none;" alt='آنچه باعث افسردگى مى شود .' /></div><br /><br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->ساختار بيوشيميايى<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br /><br />هر انسانى ساختار شيميايى منحصر به فرد دارد. ابتلا يا عدم ابتلا به افسردگى، به ميزان مواد شيميايى مغز او و اين كه اين مواد شيميايى چگونه با سيستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بيوشيميايى هر فرد يك عمل تعادل ساز پيچيده است. اگر يكى از مواد شيميايى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد. <br />مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پيام هاى صادره از مغز (به شكل جريان الكتريكى) حركات ما را كنترل مى كند پيام هاى ديگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترين واحد هاى مغز هستند. اين سلول هاى عصبى به وسيله فواصلى كه سيناپس ناميده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شيميايى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پيام ها يا علايم صادره از مغز را از بين اين سيناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند. <br />اگر در يك ناقل عصبى نقص يا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد. <br />ناقل هاى عصبى سروتونين، دوپامين و نورپين فراين پيام رسان هاى شيميايى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحيه هستند. مخصوصاً سروتونين كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر اين است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونين يا اختلال در شيوه عمل آن اثرات منفى عميقى در روحيه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد. <br /></div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 09 Feb 2008 18:34:55 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>افسردگى</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/06/afsordegi.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/06/afsordegi.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-730'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->افسردگى <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />علايم افسردگى هميشه غمگينى و گريه كردن نيست بلكه بسيار متنوع است. بسيارى از افراد مبنلا به افسردگى دچار تغييرات روحى و روانى مى شوند كه بر تفكر، خواب و يا ميزان انرژى آنها تأثير مى گذارد. علاوه بر اين، افسردگى هاى مختلف و متنوع علايم ديگرى را نيز به همراه دارند. <br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->علايم افسردگى عبارت اند از:<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br />1 - روحيه افسرده <br />2- احساس مداوم نااميدى، بى ارزشى و احساس گناه <br />3- خستگى يا كمبود انرژى <br />4- رفتار بسيار كند و آهسته (گويى فرد خود را كشان كشان حركت مى دهد) <br />5- عدم رضايت يا كاهش رضايت از زندگى <br />6- كاهش انگيزه <br />7- تفكر منفى يا بدبينانه <br />8- عدم احساس علاقه نسبت به دوستان، فعاليت، سرگرمى يا كار <br />9- تغيير در عادات غذاخوردن كه به صورت پرخورى يا كم اشتهايى بروز مى كند <br />10- مشكلات خواب، از جمله زود برخاستن <br />11- گريه هاى مداوم <br />12- مشكل در تمركز، يادآورى يا تصميم گيرى <br />13- اوقات تلخى <br />14- اضطراب و نگرانى بسيار زياد <br />15- فكر كردن به مرگ يا خودكشي<br />16- اقدام به خودكشي <br /><br /><div align="center"><img src="http://i32.tinypic.com/307xfgk.jpg" style="border: none;" alt='افسردگى ' /></div><br /><br />متخصصان معتقدند كه اگر فردى همه اين علايم يا بعضى از آنها را حداقل طى دو هفته هر روز داشته باشد آن فرد مبتلا به افسردگى بالينى است. <br />افسردگى مى تواند بر تمام زندگى فرد (و خانواده و دوستان نزديك او نيز) تأثير بگذارد. زيرا افسردگى روى توانايى شخص سايه مي اندازد و باعث يأس و دلسردى او مى شود. فرد افسرده اغلب از هيچ چيزى لذت نمى برد حتى از چيزهايى كه روزى از آنها لذت مى بُرد. <br />- در طول دوره افسردگى بعضى از افراد عملاً از انجام هرگونه كارى عاجز و ناتوان هستند. <br />- بعضى از افراد افسرده مى توانند به كار كردن ادامه دهند اما اين افراد فقط در شغل خود دوام مى آورند تا به تعهدات خود عمل كنند. اما اين كار بسيار سختى براى آنها است. <br /><br />بر روی<b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart--> ادامه مطلب <!--colorend--></span><!--/colorend--></b>کلیک کنید.<br /></div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Wed, 06 Feb 2008 23:37:46 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>رابطه اسم با شخصیت</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/01/rabete-esm-ba-shakhsiat.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/01/rabete-esm-ba-shakhsiat.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-713'><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->رابطه اسم با شخصیت<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br /><br /><b>اسم شما چیست؟؟<br />فكر می كنید خصوصیات شما به اسم تان ربطی دارد؟<br />افرادی كه هم اسم شما هستند را می شناسید؟<br />خصوصیات انها چقدر شبیه شما هست؟</b> <br /><br />این سوالها را پرسیدم تا برایتان بگویم كه : پیشینیان كه دانسته‌هایشان براساس خرد و حكمت باستان <br />بود، دریافته بودند كه حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثیرات خاصی دارند. در آغاز و در بسیاری از و <br />فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاری جهت رشد و بستری برای تكامل شخصیتها بوده‌اند. مطمئناً <br />نامها همواره مفاهیم ساده و روانی جهت برقراری ارتباط و مشخص شدن هویت شخص هستند، با <br />اینحال مردمان قدیم در گذشته به خوبی فهمیده بودند كه هر اسمی فركانس انرژی خاصی را با خود حمل <br />می‌كند كه بر زندگی حامل اسم بسیار تأثیرگذار است.<br />این تأثیرگذاری را بسیاری از تمدنها و ملل در نقاط مختلف كرة زمین دریافته و مورد استفاده قرار داده‌اند. <br />به عنوان مثال بومیان امریكا سنت جالی داشته‌اند، كسانی كه یك مقطع از زندگی را تمام كرده و وارد فاز <br />مهم دیگری از زندگی می‌شده‌اند، نام خود را عوض می‌كردند. در برخی قبایل سرخپوستی نیز بعضی <br />افراد دو نام داشتند، یكی از آنها هرگز به صورت عمومی آشكار نمی‌شده، علت اصلی هم قدرت موجود در <br />آن بوده كه می‌توانسته به شخص دیگری منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائیان با استفاده از آناگرام، <br />روش به هم ریختن حروف یك كلمه و ساخت كلمات جدید از روی آن، به این نتیجه رسیده‌اند كه با به <br />هم ریختن نام اشخاص می‌توان به كلمه‌ی برای بررسی شخصیت فرد دست یافت. مثلاً پت مستعد و <br />باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده همیشه در سفر است.<br /><br />بر روی <b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->ادامه مطلب<!--colorend--></span><!--/colorend--></b> کلیک کنید.</div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 01 Feb 2008 23:03:42 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>چگونه میتوان ضمیر ناخودآگاه را به مسیر درستی هدایت کرد؟</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/01/27/zamir-nakhod-agah.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/01/27/zamir-nakhod-agah.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-694'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->چگونه میتوان ضمیر ناخودآگاه را به مسیر درستی هدایت کرد؟ <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />مهمترین موضوع اینه که ضمیر ناخودآگاه، متناسب با هر سیگنالی که در هر لحظه دریافت می‌کنه، باور و روحیه‌ای میسازه و یا سیستمی را در بدن انسان و یا بیرون از بدن در دنیای خارج کنترل می‌کنه. بنابراین در تمام لحظه‌ها باید مراقب باشیم که ضمیر ناخودآگاه فقط سیگنالهای خوب رو از طریق حواس پنجگانه و فکر ما دریافت ‌کنه. چند نمونه عبارتند از: <br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->استفاده نکردن از کلمه و جمله‌های منفی مثل:<!--colorend--></span><!--/colorend--> </b><br />خاک بر سرم، مرده‌شور، من بدشانسم، من بدبختم، خنگم، کی میشه بمیرم راحت بشم، نمیتونم، نمیشه، دنیا چقدر بده، دنیا اومدم که فقط عذاب بکشم، من همیشه مریضم، هیچکی منو دوست نداره، من بدم، ... <br /><br />اعم از اینکه این حرفها رو به خودمون بزنیم یا به دیگران، هر کدومش یه سیگنال منفی و مخرب به ضمیر ناخودآگاه میده. مثلن وقتی کسی میگه: "من بدشانسم"، ضمیر ناخودآگاهش این سیگنال رو میگیره و به شکل یه باور در نظام باورهای اون نفر درمیاره و ضمن اثر منفی در روحیه و شخصیتش، در دنیای بیرون هم در همین راستا عمل میکنه، یعنی در راستای بدشانسی اون طرف، و دیگه برای خوشبختیش تلاشی نمیکنه، چون خود اون نفر به ضمیر ناخودگآهش باور داده که بدشانسه. <br /><br /><br /><div align="center"><img src="http://i32.tinypic.com/xdaaw.jpg" style="border: none;" alt='چگونه میتوان ضمیر ناخودآگاه را به مسیر درستی هدایت کرد؟ ' /></div><br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->استفاده از کلمه‌ها و جمله‌های مثبت مثل: <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br />زیبا، آرام، آرامش، عشق، دوست داشتن، پیروزی، خوشبختی، شادی، میتونم، توانا هستم، خوبم، سالمم، ... <br /><br />تا جاییکه میتونیم در فکر یا گفتار از کلمه‌ها یا جمله‌هایی که این واژه‌ها رو دارن باید استفاده کنیم. اینها سیگنالهای مثبت، سازنده و قدرتمندی به ضمیر ناخودآگاه میفرستن و ضمیر ناخودآگاه عین همون رو در زندگی بوجود میاره. مثلن وقتی میگیم: "من چقدر خوشبختم، چطوری میتونم خوشبخت‌تر بشم؟" اولن، ضمیر ما باور میکنه که ما خوشبختیم و این موضوع رو در نظام باورهای ما قرار میده و بر همین اساس هم شروع به ساختن روحیه و شخصیت خوب برای ما میکنه. دومن: چون پرسیدیم که "چطوری میتونم خوشبخت‌تر بشم؟"، ضمیر ناخودآگاه در "شعور نامحدود جهان" یا "infinite intelligence" شروع به گشتن میکنه تا راه خوشبختر شدن رو پیدا و به ما الهام کنه، یا اونو در مسیر ما قرار بده. <br /><br />بر روی <b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->ادامه مطلب<!--colorend--></span><!--/colorend--></b> کلیک کنید.</div>]]></description>
<category><![CDATA[ مجموعه مقالات روانشناسي]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 27 Jan 2008 11:25:21 +0330</pubDate>
</item></channel></rss>