<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>FarsiBooks / بزرگترین سایت دانلود کتابهای فارسی</title>
<link>http://farsibooks.ir/</link>
<language>ru</language>
<description>FarsiBooks / بزرگترین سایت دانلود کتابهای فارسی</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>مهم‌ترین وقایع ادبی جهان در سال ۱۳۸۶</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/03/20/mohemtarin-vagahie-adbi-86.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/03/20/mohemtarin-vagahie-adbi-86.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-886'><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart--><b>مهم‌ترین وقایع ادبی جهان در سال ۱۳۸۶ </b><!--colorend--></span><!--/colorend--><br /><br /><div align="center"><img src="http://sibegazzade.com/pix/vonnegut-death.jpg" style="border: none;" alt='مهم‌ترین وقایع ادبی جهان در سال ۱۳۸۶' /></div><br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->فروردین: درگذشت «کورت ونه‌گات»<!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />«کورت ونه‌گات» نویسنده‌ی محبوب آمریکایی کتاب‌های به یادماندی «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج»، «گهواره‌ی گربه» و «شب مادر» یازده آوریل سال ۲۰۰۷ بر اثر جراحات مغزی درگذشت. وی که به خاطر نوشته‌های طنزآمیز و علمی‌تخیلی‌اش از محبوب‌ترین نویسندگان نیمه‌ی دوم قرن بیست آمریکا به حساب می‌آمد، یازدهم نوامبر سال ۱۹۲۲ در خانواده‌‌ای آمریکایی-آلمانی به دنیا آمد و از همان جوانی به نوشتن علاقه‌ نشان داد و عضو تحریریه‌ی روزنامه‌ی دانشجویی دانشگاه خود شد. در جنگ جهانی دوم شرکت کرد و تجربه‌ی جنگ و اسارت در اردوگاه‌های دشمن، تاثیر شگرفی بر او گذاشت و پس از آزادی، تحصیلاتش را در دانشگاه شیکاگو ادامه داد و چندی بعد اولین رمانش را به نام «نوازنده‌ی پیانو» در سال ۱۹۵۲ منتشر کرد. در سال‌های ۱۹۶۰ سبک داستان‌نویسی‌اش را تغییر داد و رمان تاثیرگذار «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» را منتشر کرد. کتابی که تا حدی بر اساس تجربیات خود «ونه‌گات» از جنگ و اسارتش در اردوگاه «درسدن» نوشته شده است. مرگ «کورت ونه‌گات» علاقه‌مندان و نویسندگان زیادی را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار د</div>]]></description>
<category><![CDATA[خبرهای ادبی]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 11:23:04 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>عید نوروز مبارک</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/03/17/eid-e-norooz.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/03/17/eid-e-norooz.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-873'><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-weight: bold;">عید نوروز مبارک باد</span><br />
<br />
با سلام...<br />
<br />
پیشاپیش <span style="font-weight: bold;"><span style="color: rgb(255, 0, 0);">عید نوروز</span> </span>رو به همه دوستان و سروران گرامی تبریک میگم و سالی پر از شادکامی و موفقیت رو براشون آرزو دارم.<br />
انشالله همه به آرزوهای خوبشون در این سال دست پیدا کنند  <img style="border: none;" alt="smile" align="absmiddle" src="http://farsibooks.ir/engine/data/emoticons/smile.gif" /> <br />
<br />

<div align="center">
	
	<img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/4/43/Haft_Seen_1.jpg/300px-Haft_Seen_1.jpg" style="border: medium none ;" alt="عید نوروز مبارک" /></div><br />
<br />
<span style="color: rgb(51, 51, 255); font-weight: bold;">به طور خلاصه مروری بر ریشه چندهزار ساله عید نوروز ، از دیرگاه تا به حال خواهیم داشت. </span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: rgb(0, 153, 0);">نوروز،</span> </span>از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.<br />
<br />
<span style="color: rgb(255, 0, 0); font-weight: bold;">تاریخچه</span><br />
<br />
جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده‌است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده‌است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.<br />
<br />
با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.<br />
<br />
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.<br />
<br />
<br />
جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.<br />
<br />
نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.</div>]]></description>
<category><![CDATA[خبرهای ادبی]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 10:25:01 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>تراژدی زبا‌ن‌ها از چشم يونسكو</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/22/unesco-language-200.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/22/unesco-language-200.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-798'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->تراژدی زبا‌ن‌ها از چشم يونسكو <!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />یونسکو اعلام کرد نيمي از 6700 زبان دنیا رو به زوال است و هر 15 روز یک زبان در دنیا از بین می‌رود.<br /><br />به گزارش خبرگزاري شینهوا (چين) سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی سازمان ملل متحد  یونسکو در بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری (International Mother Language Day) اعلام کرد هر 15 روز یک زبان در دنیا از بین می‌رود.<br /><br /><div align="center"><img src="http://i32.tinypic.com/2uoq9m0.jpg" style="border: none;" alt='تراژدی زبا‌ن‌ها از چشم يونسكو' /></div><br /><br />سال 2008 از سوي مجمع عمومي سازمان ملل به عنوان سال بين‌المللي زبان اعلام شده است.<br /><br />این در حالی است که کارشناسان معتقدند96درصد از زبان ها تنها بوسیله 4 درصد از جمعیت کره زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد.</div>]]></description>
<category><![CDATA[خبرهای ادبی]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 22 Feb 2008 21:09:15 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>جشن اسپندگان</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2008/02/18/jashn-e-spandegan.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2008/02/18/jashn-e-spandegan.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-779'><b><!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->جشن اسپندگان<!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->جشن اسپندگان<!--colorend--></span><!--/colorend--> یا<!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart--> اسفندگان<!--colorend--></span><!--/colorend--> یا <!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->سپندارمذگان<!--colorend--></span><!--/colorend--></b> یکی از جشن‌های ایرانی است که در <b><!--colorstart:#3333FF--><span style="color:#3333FF"><!--/colorstart-->بیست و نهم بهمن<!--colorend--></span><!--/colorend--></b> ماه برگزار می شود. <b>ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه</b> آورده است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زمین و بانوان می‌دانستند.<br /><br /><b><!--colorstart:#FF0000--><span style="color:#FF0000"><!--/colorstart-->تاریخچه<!--colorend--></span><!--/colorend--></b><br /><br />در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌پنداشتند.<br /><br /><div align="center"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/db/Twolovers.jpg/200px-Twolovers.jpg" style="border: none;" alt='جشن اسپندگان' /></div><br /><br />در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید.</div>]]></description>
<category><![CDATA[خبرهای ادبی]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 18 Feb 2008 10:27:54 +0330</pubDate>
</item><item>
<title>شب چله (یلدا) ؛ شب زايش خورشيد</title>
<guid isPermaLink="true">http://farsibooks.ir/2007/12/21/yalda-night.html</guid>
<link>http://farsibooks.ir/2007/12/21/yalda-night.html</link>
<description><![CDATA[<div id='news-id-532'><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-weight: bold;">شب چله (یلدا) ؛ شب زايش خورشيد</span><br />
<br />
يلــــــدا واژه ايست سرياني که به زبان عربی تولد و ميلاد و به زبان پارسي زايش است و اين آخرين شب پاييز ، و نخستين شب زمستان يا آغاز چله بزرگ و درازترين شب سال مي باشد. ميـــــدانيم که ايرانيان پيش از آيين پاک زردشت بزرگ ، دارای کيش ميترايي بوده اند و مهر يا ميترا را خدای خورشيد و آفريدگار گيتي و هستي ميدانستند و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ پادشاه پيشدادی مي دانند و در شاهنامه فردوسي خرد ورز نيز همين روايت آمده است : <br />
<br />
کـــــه ما را زين بهي ننگ نيست <br />
<br />
بـــــه گيتي به از دين هوشنگ نيست <br />
<br />
<br />
همــــه راه دادست و آيين مهر <br />
<br />
نظــــر کردن اندر شمار سپهر <br />
<br />
<br />
به همين دليل اين شب که از ديدگاه ستاره شناسان ، مبارک نيست ، نزد ايرانيان گرامي ست و برای دوری از نامبارکي آن را جشن و سرور همراه ميکنند و باز ميدانيم که ايرانيان شب و تاريکي را نماد اهريمن و روز و روشنايي را نشان اهورامزدا ميدانستند و پارسيان امروز نيز بر همان باورند و همه کارها برای پيروزی اهورامزدا بر اهريمن انجام مي گرفته است <br />
<br />
<div align="center">
	<img alt="شب چله (یلدا) ؛ شب زايش خورشيد" style="border: medium none ;" src="http://tinypic.ca/files/x45utew86as2vvyjhp5x.gif" /></div><br />
<br />
<br />
<br />
چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شبها کوتاه ميشوند ، آن را چيرگي روشنايي بر تاريکي و تباهي و پيروزی اهورامزدا بر اهريمن به شمار مي آوردند. چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادماني برگذار ميکنند. بدين ترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسي يا کنار بخاری گرد هم مي آيند و رسم بر اين است که برای شام خورش فسنجان مي پزند و با شيريني و ميوه های گوناگون به ويژه آجيلي به نام مشکل گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيز هندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايي ميکنند <br />
<br />
در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداری برف را با شيره يي به نام کف که از پختن نيشکر برای ساختن شکر سرخ در روستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که با خوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگي نخواهد شد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها برای کوچکترها داستان های شيريني ميگويند از سده های پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شده است <br />
<br />
امـــا چرا اين شب يلدا ناميده شد. همان گونه که در بالا اشاره رفت، واژه يلدا به زبان پارسي به معنای زايش است که به آنچه در تاريخ و فرهنگ ها آمده، در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است که در دنيای آيين مسيح آن را با ميلاد حضرت عيسي برابر کردند و در سده چهارم ميلادی آن را هنگام زايش عيسای مسيح قرار دادند. برخي به اين باورند که واژه يلدا نام يکي از چاکران حضرت عيسي بوده است. چنانکه سنايي گفته : <br />
<br />
بـه صاحب دولتي پيوند اگر نامي همي جويي <br />
<br />
که از يک چاکری عيسي چنان معروف شد يلدا <br />
<br />
برای دیدن متن کامل بر روی <span style="color: rgb(255, 0, 0); font-weight: bold;">ادامه مطلب</span> کلیک کنید.</div>]]></description>
<category><![CDATA[خبرهای ادبی]]></category>
<dc:creator>Admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 21 Dec 2007 13:14:57 +0330</pubDate>
</item></channel></rss>