تکنیک های تست زنی در کنکور
جزوات رشته ادبیات دانشگاه پیام نور
جزوات رشته جغرافیا دانشگاه پیام نور
جزوات رشته اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته اقتصاد دانشگاه پیام نور
جزوات رشته کتابداری دانشگاه پیام نور
جزوات رشته الهیات دانشگاه پیام نور
جزوات رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته حسابداری دانشگاه پیام نور
جزوات رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته تربیت بدنی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته مترجمی زبان دانشگاه پیام نور
جزوات رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته تاریخ دانشگاه پیام نور
جزوات رشته کامپیوتر دانشگاه پیام نور
جزوات رشته صنایع دانشگاه پیام نور
جزوات رشته آمار دانشگاه پیام نور
جزوات رشته زیست شناسی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته فیزیک دانشگاه پیام نور
جزوات رشته ریاضی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته شیمی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته زمین شناسی دانشگاه پیام نور
جزوات رشته ادبیات دانشگاه پیام نور
جزوات رشته جغرافیا دانشگاه پیام نور
فروش ویژه پکیج آموزش فارکس Forex
48 داستان موزیکال فارسی برای کودکان
آموزش زبان انگلیسی دیالوگ (Dialogue)
پکیج ویژه ارشد مهندسی برق
Tintin »»تن تن«« ( کارتون+کتاب فارسی+کتاب انگلیسی+ چند مقاله )
معجزه اي در افزايش قد

  سریال آموزشی زبان انگلیسی EXTRA اکسترا
دانشنامه ی معروف مایکروسافت 2009 Microsoft Encarta Premium
فروش بیش از 5100 کتاب الکترونیکی
مثنوی معنوی مولانا به صورت گویا (صوتی)
آموزش زبان در خواب
عظیم BBC Planet Earth با فرمت HD در 11 دیسک
کمیک استریپ X-MEN از سال 1962 تا کنون
Photoshop TopSecret عظیم آموزشی تمامی نکات و ریزه کاریهای فتوشاپ-بیش از 30 ساعت آموزش ویدئویی
فیلم مستند راز The Secret
آموزش زبان فرانسه در 8DVD
شاهنامه فردوسی به صورت گویا (صوتی)
عطر متولدین تمامی ماه ها
فیلم های ویدوئی روشهاي رياضي براي مهندسين(2) - MIT
فیلم های ویدوئی اصول مخابرات دیجیتال(1) - MIT
فیلم های ویدوئی حساب ديفرانسيل و انتگرال چندمتغيره(2) - MIT
فیلم های ویدوئی مقدمه ای بر قانون کپی رایت MIT
فیلم های ویدوئی مهندسی سیستم کامپیوتر MIT
فیلم های ویدوئی ساختار و تفسیر برنامه های کامپیوترMIT
فیلم های ویدوئی حساب ديفرانسيل و انتگرال تک متغيره(1) - MIT
MIT فیلم های ویدوئی کلاس درس مکانیک کلاسیک - Classical Mechanics Lectures
فیلم های ویدوئی کلاس درس الکتریسیته و مغناطیس MIT - Electricity and Magnetism Lectures
فیلم های ویدوئی فیزیک امواج و ارتعاشات و مقدمه ای از اختر فیزیک MIT
فیلم های ویدوئی مدار و الکترونیک MIT
فیلم های ویدوئی علوم و مهندسي ِ محاسبه(1) - MIT
فیلم های ویدوئی جبر خطی MIT
فیلم های ویدوئی معادلات دیفرانسیل MIT
تکنیک های تست زنی در کنکور




ادبیات کهن ایران (نثر), داستانهای کهن پارسی : دانلود کتاب قصه های هزار و یک شب ـ جلد اول
 
 
 
 
 
دانلود کتاب قصه های هزار و یک شب ـ جلد اول
نویسنده: حمید عاملی

دانلود کتاب قصه های هزار و یک شب ـ جلد اول


فارسی| 1.14 مگ | لینک مستقیم | PDF


هزار و یک‌شب مجموعه‌ای از داستانهای افسانه‌ای قدیمی عربی، ایرانی و هندی است که به زبان‌های متعددی منتشر شده‌است.
اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران می‌گذرد و داستان‌های آن را از ریشهٔ ایرانی دانسته‌اند که تحت تاثیر آثار هندی و عربی بوده‌است. اینکه داستان‌های هزار و یک شب مشخص و روشن باشند و تعداد آنها دقیقا هزار و یک باشد چندان واقعی به نظر نمی‌رسد. اما داستان‌های زیادی زیر نام هزار و یک شب نوشته شده‌است.
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : پسر خاركن با آقا بازرجان
 
 
 
 
 
پسر خاركن با آقا بازرجان

پسر خاركن با آقا بازرجان


يك پيرمرد خاركشي بود كه يك پسر داشت از بسكه دوستش ميداشت نمي گذاشت از خانه بيرون برود حتي نميگذاشت آفتاب و مهتاب او را ببيند تا اينكه پدر خيلي پير شد جوري كه نمي توانست از خانه بيرون برود خار بكند و امرار معاش كنند و پسرش به سن بيست و پنج رسيده بود يك روز پيرمرد به پسرش گفت:«پدر جان من ديگر پير شده ام و نمي توانم خار بكنم كه امرار معاش كنيم حالا نوبت تست كه كار كني تا بتوانيم امرار معاش كنيم» پسرك گفت:«چشم» طناب و تبري برداشت و روانه صحرا شد و رفت در بيابان كه خار بكند چون تا اين سن و سال دست به كاري نزده بود نتوانست كار كند و خار بكند خسته شد.

از دور ديد توي صحرا يك قصري هست رفت تا به آن رسيد و در سايۀ قصر خوابيد از خستگي زياد خوابش برد اتفاقاً قصر مال دختر پادشاه شهر بود. دختر پادشاه آمد لب بام قصر ديد يك جوان خيلي زيبا در سايۀ قصر خوابيده است از بس كه پسر خوشگل بود دختر پادشاه يك دل نه صد دل عاشق پسرك شد و نميدانست كه اين پسر خاركن است.
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : قصه هاي ايراني ۳
 
 
 
 
 
قصه هاي ايراني ۳

قصه هاي ايراني ۳


قصه هاي ايراني و تحقيقات غربيان
ميدانيم كه در قرون گذشته اهل فضل و ادب به دانش توده و از جمله قصه هاي عاميانه عنايت و اعتنائي نمي كرده اند و ورود در اين مباحث را دون شان خود ميدانسته اند آنچه هم تاليف و تدوين شده اتفاقي و استثنائي است مثلا سخن شناسي صاحبدل به حكم ذوق شخصي مجموعه اي تدوين كرده يا كاتب تنگدست و بيكاري به فرمان صاحب قدرتي به كتابت و استنساخ داستان و قصه اي پرداخته است.

در سده هاي اخير وضع، حتي بدتر از اين بوده و تقريبا هيچ كاري انجام نگرفته است شايد به خاطر حوادث و سوانح اندوهباري كه براين سرزمين و مردم آن گذشته است ارباب ذوق وحال همان آسايش نسبي قديم را نيز نداشته اند تا دست و دلشان پي اين نوع كارها برود. آنچه شده در همين پنجاه سال اخير شده است.
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : قصه هاي ايراني ۲
 
 
 
 
 
قصه هاي ايراني ۲

قصه هاي ايراني ۲


قصه درادب رسمي
مقام قصه باز هم برتر از اينها است. از دورترين دورانها قصه در حفظ ميراثهاي فكري اقوام تاثير فراوان داشته است ، در فرهنگ خود ما افسانه هاي پهلواني اوستا شاهد زنده اي بر اين مدعا است. به همين قياس در هر دوره اي، بزرگان قوم نيز براي اينكه افكار بلند خود را به فهم عامه نزديك سازند از اين قالب مستعد و مناسب كمك مي گرفته اند.

درياي مواج وانديشه متلاطم و ذهن خلاق و سرشار نوابغي مانند مولاناجلاالدين محمد با آنهمه رمز و راز حيرت زا در هيچ ظرفي به خوبي تمثيل و قصه جا نمي گيرد. اگر بتوان « بحر را در كوزه اي » ريخت و گنجايش آنهم بيشتر از « قسمت يك روزه » باشد آن كوزه، نامي جز قصه ندارد. تنها زباني كه هر كس در هر سن و سال و زمان و در هر نقطه جهان با آن متكلم و آشنا است زبان قصه است.
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : قصه هاي ايراني ۱
 
 
 
 
 
قصه هاي ايراني ۱

قصه هاي ايراني ۱


درميان مواد گوناگون ادب عوام قصه كهنتر از همه آنها است و دوام و بقائي خارق العاده، مرموز و حيرت انگيز دارد.
قصه و افسانه يكي از نخستين زاده هاي طبع و ذوق بشر و قديمي ترين سند زندگي و تفكر و دگرگوني هاي حيات آدميزاد است و شروع تشكل و آغاز پيدائي آن تاريخي معين و قطعي ندارد ، تنها ميتوان حدس زد كه عمر آن با عمر آدمي بر روي اين كره خاكي و محنت زده برابر است و آدميزاد از روزگاري كه خود را شناخته ، قصه ساخته ، قصه گفته و قصه شنيده است و با آنكه آنرا ثبت و ضبط نكرده ، خود از فراز و نشيب قرون و اعصار گذشته و سينه به سينه و دهان به دهان نقل شده تا به امروز رسيده است.

آدمي قصه را دوست دارد. با قصه زيسته و مي زيد و خواهد زيست . قصه مانندخواب ديدن است، با زندگي پيوستگي و شباهت دارد اما خود زندگي نيست، تلخي ها و ناملايمات آنرا هم ندارد . قصه را جاذبه ايست كه در همه دوره هاي عمر، از كودكي تا پيري آدمي را به سوي خود ميكشد. چه هنگامي كه كودك از مادر خود قصه ميشنود و به جهان روياها مي رود چه زماني كه شهرزاد شيرين سخن لب به داستان مي گشايد و ستمگري مصمم به آزار رام و منصرف ميشود، عامل اصلي و مؤثر، جاذبه جادوئي قصه است.
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : داستانِ گُل ِ اژوان
 
 
 
 
 
داستانِ گُل ِ اژوان

آنچه امروز بازمی گویم، داستانِ گُل ِ اژوان است؛ افسانه ای گُرجی که ریشه در داستانهایِ کهن ِ پارسی دارد: دیدار ِ زال و رودابه ؛ داستانی که به همّتِ حکیم "فردوسی" از گزندِ زمانه محفوظ ماند، تا امروز نیز بتوانیم با آن همراه شویم.

"زال" شبانه به دیدارِ معشوق، به پایِ کوشکِ "رودابه" می آید. دختر گیسوی ِ بلندِ خود از بُرج می آویزد تا یار بدان فراز آید. "زال" امّا بر گیسویِ "رودابه" بوسه میزند و پروا می کند که از آن موی بگیرد و آویزان شود مگر بر دختر گزندی آید. و از نو کمندی بر باره می افکَنَد ...

داستانِ گُل ِ اژوان


نگاره ای از شاهنامه -دیدار زال و رودابه / مأخذ:
شاهنامه ی الکترونیکی ِ "نور"
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : خروس گردو دزد
 
 
 
 
 
خروس گردو دزد

یک شب خروسی خواست برود خانه قاضی گردو بدزدد ، در بین راه به یک گرگی رسید . گرگ پرسید :« رفیق کجامی روی ؟» گفت :« می روم منزل قاضی گردو بدزدم .» گفت :« من هم بیایم ؟» گفت :« بیا.» با هم حرکت کردند رسیدند به یک سگ . سگ پرسید :« کجا؟» گفتند :« می رویم خانه قاضی گردو بدزدیم .» سگ گفت :« من هم بیایم ؟» گفتند :« توهم بیا.» باز رسیدند به یک کلاغ پرسید :« بچه ها کجا؟» گفتند :« می رویم خانه قاضی گردو دزدی » گفت :« من هم بیایم؟» گفتند توهم بیا.» باز رسیدند به یک مار.

خروس گردو دزد


مار پرسید :« دوستان کجا؟» جواب شنید :« می رویم خانه قاضی گردو بدزدیم .» گفت :« من هم بیایم؟» گفتند :« توهم بیا.» باز داشتند می رفتند رسیدند به یک عقرب . عقرب پرسید :«کجا؟» گفتند :« می رویم گردو بدزدیم.» گفت :« من هم بیایم؟» گفتند :« بیا.» خلاصه همه دسته جمعی به در خانه قاضی رسیدند .
 
   
 
نظرات (1)  ادامه مطلب
 
 
مقالات و نوشته های ادبی » داستانهای کهن پارسی : شاهزاده ابراهيم و فتنه خونريز
 
 
 
 
 
شاهزاده ابراهيم و فتنه خونريز

به روایت : مرشدی بوانا مهر 1346


یکی بود یکی نبودغیر از خدا هیچکس نبود . در زمانهای قدیم پادشاهی بود که هر چه زن می گرفت بچه ای گیرش نمی آمد پادشاه همینطور غصه دار بود تا اینکه یک روز آینه را برداشت و نگاهی در آن کرد یکمرتبه ماتش برد ، دید ای وای موی سرش سفید شده و صورتش چین و چروکی شده آهی کشید و رو بوزیر کرد و گفت :« ای وزیر بی نظیر، عمر من دارد تمام می شود و اولاد پسری ندارم که پس از من صاحب تاج و تخت من بشود نمی دانم چکار کنم . چه فکری بکنم ؟»
وزیر گفت :« ای قبله عالم ، من دختری در پرده عصمت دارم اگر مایل باشید تا او را بعقد شما در بیاورم شما هم نذرونیازبکنید و به فقیران زر و جواهر بدهید تا بلکه لطف و کرم خدا شامل حالتان بشود و اولادی بشما بدهد .»
پادشاه بگفته وزیر عمل کرد و دختر وزیر را عقد کرد . پس از نه ماه و نه روز خداوند تبارک و تعالی پسری به او داد و اسمش را شاهزاده ابراهیم گذاشتند . پس از شش سال شاهزاده ابراهیم را به مکتب گذاشتند و بعد از آن او را دست تیر اندازی دادند تا اسب سواری و تیراندازی را یاد بگیرد .

شاهزاده ابراهيم و فتنه خونريز


از قضای روزگاریک روز شاهزاده ابراهیم بپدرش گفت :« پدرجان من میخواهم بشکار بروم .» پادشاه پس از اصرار زیاد پسرش به او اجازه داد تا به شکار برود . نگو، شاهزاده ابراهیم بشکار رفت و همینطور که در کوه وکتلها می گشت ناگهان گذارش به در غاری افتاد دید یک پیرمرد در غار نشسته و یک عکس قشنگی بدست گرفته و دارد گریه میکند . شاهزاده ابراهیم جلو رفت و پرسید :«ای پیرمرد این عکس مال کیه ؟ چرا گریه می کنی ؟» پیرمرد همینطور که گریه می کرد گفت :« ای جوان دست از دلم بردار.» ولی شاهزاده ابراهیم گفت :« ترا به هر کی که می پرستی قسمت می دهم که راستش را به من بگو.»
وقتی که شاهزاده ابراهیم قسمش داد پیرمرد گفت :« ای جوان حالا که مرا قسم دادی خونت بگردن خودت . من این قصه را برایت می گویم . این عکسی را که می بینی عکس دخترفتنه خونریز است که همه عاشقش هستند ولی او هیچ کس را بشوهری قبول نمی کند و هر کس هم که به خواستگاریش برود او را میکشد » نگو که او دختر پادشاه چین است .
 
   
 
نظرات (0)  ادامه مطلب
 
 











Home        |       Register        |       RSS        |       Sitemap        |       Contact Us

Copyright © 2006-2011 By FarsiBooks.IR. All rights reserved